|
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم ؟ حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد ان دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در اورد دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و رفت . از ان روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می شود....
+ نوشته شده در جمعه 4 خرداد1386 11:3 قبل از ظهر توسط چيزي در اعماق قلب تو |
|
| ||||||||