
نان را از من بگير,اگر مي خواهي
هوا را از من بگير, اما
خنده ات را نه
آنگاه که چشم مي گشايم و ميبندم .....
آنگاه که پاهايم مي روند و باز مي گردند
نان را, هوا را
روشني را, بهار را
از من بگير اما خنده ات را هرگز
تا چشم از دنيا نبندم .....
+
نوشته شده در جمعه 27 بهمن1385 2:52 بعد از ظهر توسط چيزي در اعماق قلب تو
|